در رقابت جوامع توسعه یافته و کمتر توسعه یافته – جوامع کمتر توسعه یافته در تله گیر افتاده اند.
از یک سو برای پیشرفت و دستیابی به علوم و فنون به صورت گروه های بسیار بزرگ در پی دانش و علوم پایه و صنعتی
می روند و از سویی دیگر از آنجایی که این فقط یکی از شروط تولید اشتغال و درآمد و آسایش هست و شرط دیگر وجود بستر است که به قدر کافی موجود نیست. عملا توان بسیاری از این دسته افراد هدر و حتی تبدیل به قوز بالا قوز و شاید حتی انگل می شوند!
عملا حکایتی شبیه مرغ و تخم مرغ ایجاد می شود .
یعنی برای صنعتی شدن نیاز به علم آموزی است و از سوی مخالف برای بهره ور شدن استعداد ها صنعتی بودن نیاز است.
شکستن چنین سیکل معیوبی نیاز به افکار نیرومند و شاید درخواست کمک و بحث جهانی جهت توزیع مناسب آسایش در گیتی دارد.
برچسب:
نویسنده: باران کریمیپور